حاج عليخان اعتماد السلطنة (حاجب الدوله)
90
سفرنامه حاج عليخان اعتماد السلطنه (فارسى)
خانههاى قوم « ثمود » كه گرفتار غضب الهى گشته ، در يك صيحهء « جبرائيل » هلاك شدند ، در اينجا ديده مىشود . خانههاى اين قوم ، عبارت از يك پاره سنگ و مغاره « 1 » مانند ، ولى خيلى باصنعتى است ، آثار منقوره « عمالقه » به روى سنگها بسيار است ، و اين خانه كه بعضى عبارت از چند اطاق تو در تو است ، ارتفاعشان به قدر يك ذرع و نيم ، و سطحشان جاى يك دست رختخواب دو نفرى مىباشد ، مغارهء بزرگى است مربع الزوايا ، كه محرابى از براى آن كندهاند ، مىگويند مسجد « حضرت صالح » است ، چون واقعهء « ناقهء صالح » در اينجا به وقوع آمده ، بين العرب شايع است كه صداى كرّه شتر مىآيد ، و شترها كه اين صدا را مىشنوند به زمين نشسته راه نمىروند ، از آن است كه در « تنگه حجر » ، هلهلهء شتربانان ، طنينانداز كوه [ و ] بيابان مىشود ، ولى اين قول گويا از اساطير است ، چون اين تنگه سخت و سنگلاخى است ، محض تزييد جرأت شترها ، اين بازى را در مىآورند ، و گذشته از اين « امير حاج » حكم مىكند ، توپ مىاندازند و شليك مىكنند . . . . خلاصه از آن كه « حضرت فخرى مأب صلى الله عليه و آله » ، شرب آبهاى « حجر » را منع فرموده ، احدى غير از اعراب مسكونه « حجر » ، آن آبها را نمىخورد ، و جهتش اين است كه اگر از غربا بخورد ، دل پيچ شده مدتى معذّب مىشود . انتهى حركت حاجيان از شام روز يازدهم شهر شوّال المكرّم ، حكم است كه بايد حاج از شهر « شام » حركت نمايند ، چرا كه قانون دارند ، آن روز معين حركت مىشود از « شام » ، كه اوتراق و حركت منازل ، در روز معين وارد « مدينهء طيّبه » و « مكّه معظّمه » [ شده ] تخلف نرساند ، خود « امير حاج رومى » و « صرّه امينى » و « كيلار امينى » ، روز پانزدهم شوال ، حتماً بايد از « شام » بيرون روند ، هرگاه حضرات حاج ، يك دو روز تخلف نمايد ، بايد روز هفدهم شهر مزبور ، احدى از حاج در « شام » محال است كه بتواند دقيقهاى توقف نمايد ، و « والى شام » او را به محصّل « 2 » و افتضاح بيرون خواهد نمود ، مگر اشخاصى كه نوكر و يتيم و پرستار مال
--> ( 1 ) - غار ( 2 ) - سختگيرى